|
در طول تاريخ پروندههاي تاريك و پرشائبه بيشماري بوده و هنوز هم هست كه كسي نتوانسته براي سرانجام دادن به آنها دليل و مدرك كافي جمعآوري كند. برخي از پروندهها هم به دليل نداشتن شاكي مختومه اعلام شده و ديگر كسي سراغشان نرفته است، اما در همين حال بود، پروندههايي كه پس از گذشت سالها خاك خوردن رو شده و متهمانش هم به جرايم مختلف محكوم شدهاند. پرونده موردنظر اين گزارش را هم جواد زرينچه رو كرد. پروندهاي كه شايد ساعتي يا حتي دقايقي پس از رو شدن آن بارها خود را از مطرح كردنش لعنت كرده باشد. شايد هم برعكس. البته او كه حالا تمام تلفنهايش را تغيير داده و خودش را از دسترس همه خبرنگاران حتي صميميترين رفقاي رسانهاياش هم پنهان كرده با اين رفتار نشان ميدهد كه از كردهاش به شدت پشيمان است.
ماجرا از باخت استقلال به الاتحاد و انتقاد جواد زرينچه به تعويض امير قلعهنويي شروع شد و جايي اين اقدام ژنرال را حركتي اشتباه و تصميمي در جهت تضعيف استقلال دانست. امير قلعهنويي هم پس از شنيدن اين اظهارنظر خطاب به زرينچه گفت كه آقايان هر وقت تيمشان را به ليگ برتر آوردند در مورد تيم استقلال صحبت كنند. اما زرينچه كه شنيدن اين حرف برايش گران تمام شده بود از كوره در رفت و گفت كه در بازي استقلالاهواز –استقلال تهران در چارچوب هفته بيستوپنجم ليگ برتر دوم اين امير قلعهنويي بوده كه به خاطر رهايي از سقوط به دسته پايينتر از او و همتيميهايش خواسته كه با آنها تباني كنند و به استقلالاهواز ببازند. اين كشمكش غيرمستقيم ژنرال و زرينچه با شروع تعطيلات نوروزي به دست فراموشي سپرده شد تا اينكه محمد مايليكهن در كنفرانس خبري پس از بازي سايپا برابر استقلال اهواز آن را دوباره عنوان كرد. عنوان شدن اين ماجرا همانا و باز شدن پرونده «بودار» آن بازي پرسروصدا همان. در آن تيم استقلال هادي طباطبايي به همراه سهراب بختياريزاده، ستار همداني، جواد زرينچه، محمود فكري، محمد خرمگاه، فرزاد مجيدي، عليرضا منصوريان، محمد نوازي، احمد مومنزاده، عليرضا اكبرپور، عليرضا واحدينيكبخت و فراز فاطمي به سرپرستي نصرا... عبدالهي و سرمربيگري منصور پورحيدري حضور داشتند. روز گذشته هم محمد نوازي در اين باره صحبت كرده بود و صراحتا از خواهش قلعهنويي از او و همتيميهايش گفته بود كه آنها را بچه محل خطاب كرده و گفته بازي هميشگيشان را انجام ندهند تا استقلال اهواز سقوط نكند. به همين منظور بر آن شديم تا با بازيكنان آن تيم صحبت كنيم كه اكثر آنها پاسخگوي تلفنهاي همراهشان نبودند و بعضا برخي از آنها هم (منصوريان) تلفنشان خاموش بود. بيشك در فوتبال حرفهاي روزها اخير دنيا بارها از اين قبيل اتفاقات رخ ميدهد و اگر هم چنين اتفاقي در آن ديدار صورت گرفته باشد مرتبه اول نبوده و مرتبه آخر هم نخواهد بود، اما آنچه مهم است اينكه كساني كه در مقطعي از زمان تصميم به انجام چنين كاري ميگيرند، بايد پيه اين قبيل اكتشافات و پرونده روشدنها را برتن بمالند. آنچه در پايان اين گزارش كوتاه ميتوان به آن اشاره كرد اين است كه جواد زرينچه و امير قلعهنويي كه در فاصله اندك پس از شكست استقلال به الاتحاد اقدام به تخريب يكديگر كردند و ملاحظه برخي مسايل خصوصي ميان خودشان را نكردند بيش از هر چيز خودزني كرده و با جبههگيري رسانهايشان نسبت به هم باعث شدند تا چنين پروندهاي كه نوازي، اكبرپور و همداني به صراحت از اتفاق افتادن آن حرف ميزنند رو شود و آبروي چندين و چند سالهشان تحت تاثير آن قرار گيرد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:15 توسط نوید مرداسنگی
|
|